محمد تقي جعفري
38
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
توضيح - از اين جملات شريفه چنين برمىآيد كه بشر چنان كه براى تحصيل تقوى احتياج به توفيق و اعانت خداوندى دارد ، همچنين وصول به مقام والاى تقرّب نيازمند استمداد از تقوى مىباشد . و اين همان معنى است كه در گذشته متذكَّر شديم كه آماده شدن زمينهء توفيق خداوندى و شمول يارى خداوند براى يك انسان ، مربوط به كوشش و تلاش انسانى است كه : * ( وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ) * . ( 1 ) ( و كسانى كه در مسير حركت بسوى ما مجاهدت بورزند ، ما آنان را به راههاى خود هدايت مىنمائيم . ) سه - و أستيعنه فاقة إلى كفايته . ( 2 ) ( و از او يارى مىطلبم بدانجهت كه احتياج به كفايت او دارم . ) چهار - و استعينه قادرا قاهرا . ( 3 ) ( و از خداوند يارى مىطلبم كه قدرت و غلبه از آن او است . ) با نظر به مجموع دريافتهاى احساس برين و منابع اوّليه اسلامى بايد قبول كرد كه خداوند متعال داراى لطف به بندگان خويش است كه توفيق و عنايت و عون از آثار آنست . البتّه چنان كه در مباحث « عدل و لطف و اصلح » در مجلَّد 3 از كتاب « تفسير و نقد و تحليل مثنوى » از ص 471 تا ص 492 آمده است ، ما نمىخواهيم بگوئيم كه به حكم ما براى خداوند سبحان واجب است كه در بارهء بندگانش عدل و لطف فرموده و اصلح را مراعات فرمايد ، زيرا ما بندگان مخلوق خداوندى كوچكتر از آن هستيم كه حكمى به خدا صادر كنيم و بقول نظامى گنجوى : گر تن حبشى سرشتهء تست ور خط ختنى نوشتهء تست گر هر چه نوشته اى بشوئى شويم دهن از زياده گوئى
--> ( 1 ) العنكبوت آيهء 69 . ( 2 ) خطبهء 2 ص 46 . ( 3 ) خطبهء 83 ص 107 .